تبلیغات
آلونک - داستان خنده دار
زن با عصبانیت پای تلفن :

"این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟
!"

مرد : "عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته

که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود

و گفتی برات بخرم،
 
ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه 

عزیزم...؟
! "


زن با صدای ملاآیم و خوشحالی بسیار : " بله عشقم..."

مرد : "من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم 



تاریخ : پنجشنبه 25 آبان 1391 | 07:40 ق.ظ | نویسنده : محمد | نظرات

  • قالب میهن بلاگ
  • چغلی
  • ضایعات